من یک خلبان نبودم …

۷ مرداد ۱۳۸۶
  • پیشه ی من مهتری اسب هاست. به آن ها آب و غذا میدهم و آن ها را تمیز میکنم. من اسب های وحشی را نمی توانم رام نمیکنم، هرچند که اسب های رام را می توانم کاملاً وحشی کنم.
  • من یک نقاش هستم وقتی اثری را خلق میکنم، احساس خداگونه ای وجودم را اغنا می بخشد. من معتاد به این حس شده ام.
  • من یک مشاوره خانواده هستم. وظیفه ام بهبود بخشیدن به روابط زوج هاست. من میتوانم هر زنی را دیوانه ی خودم کنم و زندگی اش را از هم بپاشانم.
  • من یک مانکن معروف شو های لباس هستم. من از همه ی عروسک ها متنفرم. همینطور از تو.
  • دروغ گفتم، من فقط یک برنامه نویسم؛ با حقوق ثابت و یک رایانه نفتی.