باز باران

۱۳ اسفند ۱۳۸۶

“… کاش مانند تحقق یک آرزو،
زمان های با تو بودن بگذرند…”
علیرضا - آذر ۷۷

پ.ن. می دونستم باید هیجده ماه صبر کنم

این عکسا

۳۱ خرداد ۱۳۸۶

توی این عکسا خیلی چیزای جالبی هست مثل جواب سؤالات در مورد خودت و آدما، خاطره ی نگاهها و حسهای قبلی به همون عکس و فضاش، اونگار بیشتر از هرچیز دیگه ای میتونه آدمو به درون خودش بکشونه و از الان دورت کنه.ِ میبینی که چقدر زود همه چیزایی که باید، محکمتر میشن و چقدر راحت، بقیه چیزا کمرنگ و کمرنگ تر میشن و بوی ملایم واقعیت رو به خوشون میگرن،ِ اونگاری روح آدما تو عکسا جا میمونه که هر سری که نگاشون میکنی تموم نمیشن.

این عکسا اونگار هر سری جوون تر می شن

that’s a fact

۱ آذر ۱۳۸۵

بعضی خنده ها توی عکسا، چشمامو نمناک میکنن…