یه روز دو تا چینیه می خورن به هم میشکنن
| ش | ی | د | س | چ | پ | ج | ||||||||||||||||||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| فروردين » | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ۱ | ۲ | ۳ | ۴ | ۵ | ۶ | ۷ | ۸ | ۹ | ۱۰ | ۱۱ | ۱۲ | ۱۳ | ۱۴ | ۱۵ | ۱۶ | ۱۷ | ۱۸ | ۱۹ | ۲۰ | ۲۱ | ۲۲ | ۲۳ | ۲۴ | ۲۵ | ۲۶ | ۲۷ | ۲۸ | ۲۹ | ۳۰ | |||||||
یه روز دو تا چینیه می خورن به هم میشکنن
من از طعم مرغ خوشم نمیاد، مزه بی مزگی حقیقت رو می ده که باید با دروغهای لیموترش و بزک دزک سس قورتش داد بره پایین.
نه که فکر کنی من از حقیقت فراری ام. نه، ازش می ترسم. مثل بچه ک..ده پرروهای مدرسه هم وایسادم جلوش میگم اگه مردی بیا جلو، تا دستشو بلند می کنه، خودمو می زنم به متحول شدن و روشن فکری که بیا یه جور دیگه مشکل رو حل کنیم.
حقیقت بی مزه ی اینکه هیچی اونجور که میخوام نیست، اونجور که نمی خوامم نیست، چه جوری بگم، یه چی تو مایه های مزه ی مرغ آبپز شده.