بهاره و علی بهترین خواهر و شوهر خواهر من تو دنیان.
| ش | ی | د | س | چ | پ | ج | ||||||||||||||||||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ارديبهشت » | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ۱ | ۲ | ۳ | ۴ | ۵ | ۶ | ۷ | ۸ | ۹ | ۱۰ | ۱۱ | ۱۲ | ۱۳ | ۱۴ | ۱۵ | ۱۶ | ۱۷ | ۱۸ | ۱۹ | ۲۰ | ۲۱ | ۲۲ | ۲۳ | ۲۴ | ۲۵ | ۲۶ | ۲۷ | ۲۸ | ۲۹ | ۳۰ | |||||||
بهاره و علی بهترین خواهر و شوهر خواهر من تو دنیان.
- اصولاً دوستی با راننده تاکسی های دربستی ویلا آخر عاقبت نداره. خر نشید.
- ” به عزاخانه ی حضرت فاطمه خوش آمدید”
- بهمن ماه خوبیه، اما آدماش …
- باور کنید خیلی از تکنولوژی ها اینجا نیست. مثل Digital Radio Device.
- هومن رفت، همه همدگیرو بیشتر دوست دارن.
- فرهنگ invisible و Available و Not at My Desk بین آدمای ADSL دارو ندار هیچ ربطی به هم نداره،
- ما آدما همون اینجور آدما و اونجور آدماییم.
- خب وقتی دیدیش قلبش با چه فرکانسی میزد؟
- شما x2 به y میرسید، y میگه آره یه x1ی بود که x1 کمتر از X2 بود و منم قهوه ایش کردم. شما سریعاً نتیجه میگیرید که؟
- اول امیدم به خداست بعدم به این:
1.
//this.mask._alpha=20;
this.host.setMask(mc);
——-
2.
this.mask._alpha=20;
//this.host.setMask(mc);
به سگا میگن چخه به گربه ها می گن پیشته به الاغ میگن هش به من میگن هوی.
…
سوالای زیادی در مورد اینا مطرحه.
جوجو زمانی فهمید، چی شده که دیگه تقریباً دیر شده بود. همش فکر می کرد اونم جوجو -ه.
…

گلدان شیشه ای پر شده از خاک رس، که گلهایش از کاغذهای سفیدند
…
غذایش تاریکی ست و شربت گلو
من “تو” را خوب می شناسم. حتی لازم نیست برایم توضیح دهی.
من تو را خوب میشناسم. حتی لازم نیست حرف بزنی.
من ترا خوب میشناسم. حتی نگاهت کافی است.
منتراخوب میشناسم. حتی ریتم نفس هایت.
منتراخوبمیشناسم. حتی دمای بدنت.
…
دیگر نمی شناسمت.
خیلی چیزا تو زندگی هست که نمی تونی جاشونو با یه چیز دیگه پر کنی.
به من تبریک می گم.
دیشب یکی از روزای انگشت شمار زندگی بود که هیچ وقت از یاد نمی ره.
به قدیمیترین داداشامم تبریک میگم.
…
همین.
از انتشارات هاشمی میدون ولیعصر و پاساژ ایرانیان تا ایستگاه خطی های رسالت پر از پسرایی که کیفشونو یه وری انداختن و دوست دخترای قد بلند مقنعه به سرشون دو دستی دستشونو گرفته.
…
گردن منم می چرخه و می چرخه.
حال گیرو-1 . صبح خابالو تو توالت، بند شلوار گره کور خورده و مقدار زیادی جیش با ناهماهنگی کامل مغز و انگشتا برای باز کردنش.
حال گیرو-2 . بعد از 4 ماه یکی از دوستای صمیمیم: خب حالا تعریف کن چی شد که بهم خورد؟ دوست دارم همشو برام تعریف کنیا…
حال گیرو-3. بعد از یک هفته تمرین شبانه روزی و شوق برای درس جدید، سر ساعت خودمو میروسونم دم در خونه استاد، با هزار زحمت جا پارک پیدا میکنم، قفل میکنم، وسایلمو بر میدارم، زنگ میزنم، کلاس تشکیل نمیشه.
حال دهو-1. تو یه وبلاگ لینکم تو وبلاگ های مورد علاقشه، بعد میام تو وبلاگم سعی میکنی یه جور دیگه ببینمش تا بفهمم چیش مورد علاقس؟ …
حال دهو-2. برا یکی از پشت تلفن سه تار میزنم میگه خودت زدی؟ و بعد هم اصرار میکنه که هرجاش که اون گفت آهنگو خراب کنم تا مطمئن شه… آخ چه حالی میده، درست مثل اونروزی که مامان اومد تو اتاق و گقت ا، تویی؟ من فکر کردم آهنگ گذاشتی!… درست مثل همون موقعی که یه آدمی که همیشه از هر چیزی ایراد میگیره گفت خوبه تو انگشت گذاری خیلی زود پیشرفت کردی و بازم بگم؟ خب بفهمید دیگه “من خوب سه تار می زنم”.
اونایی که تو طول دوستیتون اسم بچه هاتونم تعیین میکنید…
از این کارای جوات نکنین. بعداً کپی رایتشم نمیدونید ماله کیه. اگرم بدونید هر وقت اون بچه رو صدا می کنید جوات تر می شه ها…