توی اون فالای حافظ که دست بچه های دوره گرده کلی راز و ماجراست.
اون شب تولد علی وقتی با دوستم رفته بودیم یه کادو بخریم، یکی دیگه از همون بچه های کنه که موی دماغ آدم میشن اومدن جلو و منم با سرعت (نمیدونم چرا با سرعت) یکی ازش خریدم.
| در ازل هر کو به فيض دولت ارزانی بود |
|
تا ابد جام مرادش همدم جانی بود |
| گر چه بیسامان نمايد کار ما سهلش مبين |
|
کاندر اين کشور گدايی رشک سلطانی بود |
| نيک نامی خواهی ای دل با بدان صحبت مدار |
|
خودپسندی جان من برهان نادانی بود |
| مجلس انس و بهار و بحث شعر اندر ميان |
|
نستدن جام می از جانان گران جانی بود |
| دی عزيزی گفت حافظ میخورد پنهان شراب |
|
ای عزيز من نه عيب آن به که پنهانی بود |
….
اینجوری شد که یه کتاب خوشگل حافظ هدیه گرفتم.
پ.ن : البته واقعاً اون سه نقطه ی وسطش برای خودش سه تا نقطس!!
نظر تو چیه؟ (۱)