آرشیو اسفند ۱۳۸۵

1. اوریجینال

۲۴ اسفند ۱۳۸۵

یه تعریف: سادگی و جو گیری، دو پارامتر خوب برای تعریف کردن اوریجینالن.
یه حقیقت: همه اولاش اوریجینالن
یه نکته: اوریجینال بودن متضاد متفاوت شدنه.
یه معنی: اصالت درونی.

یه کار سخت: اوریجینال باش!

منه مجرم ترسوی مشکوک

۲۲ اسفند ۱۳۸۵

آدم باید خودش اوریجینال باشه، نه مارک لباساش، یا به قولی اصل بد نیکو نگردد آنکه بنیانش بد است، حالا می خواد ملکه باشه یا چوپون.
ملکه ای که منو ریز دید، چون فقط از سوراخ در نیگام کرد و چوپونی که منو مثل یه ببعی منگول میدید، چون نفهمید من ماله گله ی اون نیستم.
….
[ ملکه آخرشم ملکه است چه اورجینال ،چه کوفتی. ]

دم

۱۹ اسفند ۱۳۸۵

خیلی وقته که دیگه مجرم نیستم و تو خیابون لازم نیست مواظب دوروبرم باشم.

جرمم سنگین بود: دوستی با دختر ملکه!

اتاق

۱۸ اسفند ۱۳۸۵

اتاق من رازدارترین اتاق دنیاست،‌ چه چیزا که به خودش ندید و لب به سخن نگشود، چه روزا و چه شبایی، چه غما و شادیایی، چه حرفایی که نشنید، اعم از قربون صدقه ها و لاو ترکوندنا تا فحشا و داد بایدادا، گریه ها و خنده ها، رقصا و پشتکا و خلاصه هر چی که ممکنه، اما بازم هیچی نگفت، بعضی موقع ها حرصمو سرش خالی کردم و به دیوارش مشت زدم، اما اون تحمل کرد.از همه مهمتر، برای چندین ماه صبح و شب همش منو می دید.

عوضش منم بهش حال دادم.

وقتی کلاس اول راهنمایی بودم هیچ وقت فکر نمیکردم آروم ترین و بی سروصدا ترین همکلاسیم بشه بانی خیر برای جمع کردن همکلاسیاش بعد از 13 سال. همه همونجوری مونده بودن.

دوران پاکزادنیا دوران تکرار نشدنین.
آقای محمدی، آقای صامتی پور، آقای حسن قهرمانی، کلاسای پرورشی، شعر و شاعریامون، رقابتای درسی خفنمون، حیاطش، زنگ تفریحاشو فوتبالاش، بهترین دوستای الانم، بهترین سالهای زندگیم.

رایاویندیپیایاول

۴ اسفند ۱۳۸۵

توالت، پارتی و تخت خواب ( با هر دونوع استفادش) سه مکان متشابهن.

اونم در جهت تخلیه ی مثمر ثمر.