آش نخورده و دهن سوخته.
آشی که توش پر از آشغال و کثافته.
| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
|---|---|---|---|---|---|---|
| « دي | اسفند » | |||||
| ۱ | ۲ | ۳ | ۴ | ۵ | ۶ | |
| ۷ | ۸ | ۹ | ۱۰ | ۱۱ | ۱۲ | ۱۳ |
| ۱۴ | ۱۵ | ۱۶ | ۱۷ | ۱۸ | ۱۹ | ۲۰ |
| ۲۱ | ۲۲ | ۲۳ | ۲۴ | ۲۵ | ۲۶ | ۲۷ |
| ۲۸ | ۲۹ | ۳۰ | ||||
آش نخورده و دهن سوخته.
آشی که توش پر از آشغال و کثافته.
وقتی آدم با یه مشت فردین یه جا طرفه، هم از آش قم می مونه هم از شوروای (شولوا ؟) کاشون.
مفهوم نی؟ خب چی کار کنم، همینه که هه.
…
راستی ما چقدر ضرب المثل آشی داریم:
آش کشک خاله، آشی پختنی با یه وجب روغن، آش شوله قلمکاری شده، آش و لاش، کاچی بعض هیچی
آقا موشه ی خاله سوسکه هم افتاد تو دیگ آش و مرد.