آرشیو ۷ شهریور ۱۳۸۵

تعلق به عموم

۷ شهریور ۱۳۸۵

من گفتم نپرسید… فکر کنم فقط 18 تا کامنت اسپم گونه داشتم که داشت می پرسید اینجا چی می خوای بنویسی! منم فقط دوتاشونو قبول کردم تا یه وقت به عزیزان آذری زبانمون بر نخوره که یه وقت اونا هم جزو اسپما بودن!
در اینجا از گلستان براتون واژه های شیرینی به ارمغان خواهم اورد که از بزرگ و کوچیک شما اینجا رو بکنید خونه ی امیدتون!
اول اینکه لازمه از خانومه زهرا گلشن پرور آشتیانی به خاطر حمایت همه جانبش و پیشنهادش برای طراحی تمپلیت سایتم تشکر کنم، اصلاً باورم نمی شد اینقدر زود تو دلا جا بگیرم! در آخر هم ممنون حسن جون خیلی چسبید یادم باشه فردا از خجالتت در آم.

پست دوم!

۷ شهریور ۱۳۸۵

اول اینکه سلام به همه اونایی که همین الان دارن اینو می خونن، میگن که سنگ گنده نشونه ی نزدنه. الان دوساله که سایت من آندر کانستراکشن دلیلشم معلومه. اونقدر ایده های خفنی برای وب سایت شخصی دارم که تو این مدت حدود 6 تا layout های مختلف زدم، کلی از ماژول های مورد نظرم رو خورده خروده پیاده کردم اما واقعیت انه که نونستم همشو جمع و جور کنم.

حالا تصمیم اینجوریه: این سیستم وبلاگی ورد پرس رو یخورده ای کاستومایز کردم و ازش استفاده مینکم تا اینجا کم کم به اون دلخواه من برسه.

تو پستای بعدی برنامه ی ارتقا اینجا رو با تاریخ اعلام میکنم.

اینکه قراره اینجا چی نوشته بشه هم به هیچ کس ربطی نداره لطفاً دیگه کسی نپرسه!

اولین پست

۷ شهریور ۱۳۸۵
همونجور که میدونید اینجا ماله منه! یعنی جناب مهندس علیرضا الیادرانی.