يه چيزی داريم به اسم حد… کاشکی ميشد تو همون اول حد رو مشخص کرد…
ميدونی بعضی موقعها اين حدا خيلی قشنگ معلوم هستن و احتياج به هيچ کاری نيست… اين جوری آدم کلی راحت … ولی ای داآآآآآآآآآد از وقتی که گول بخوری… اونم از نوع بدش … ميدونی تقصير خودتم نيستا تنها مشکلت اينه که سادهای … فکر ميکنی همهي آدما هم مثل خودت اينجورين (لطفاْ به دستم نيگاه کن) صاف و صادق .. هر چی به زبونت مياد واقعاْ از صميم قلبت داری ميگی… ولی همه که اينجوری نيستن… اينطوری ميشه که با تجربه ميشی…ولی وقتی با يه تجربه آدم نشی و چند بار ديگه بره تو پاچت اونقت ديگه حسابی حسابی با تجربه که هيچ ميشی مار گزيده….