توجيه كارم نيستا ولي چرا ما بايد هر چي برامون از بچگي ارزش تعريف كردن رو بدون منطق محكم قبول كنيم؟ چرا بايد بگيم آدم وقتي روزس نبايد با نامحرم زياد حرف بزنه؟ اين اصلاً منطقي نيست كه آدم با كسي كه دوسش داره به خاطر يه چيزه ديگه كه بحثش هم جداس حرف نزنه؟
هر چيزي جاي خودشو داره. اصلاً من فكر مي كنم خدا اين شاد كردن دل آدما رو خيلي بيشتر از اين حرفا دوست داره. واقعاً بياين يه كم فكر كنيم… ارزش ها كدومان؟
خدا چه چيزي رو بيشتر دوس داره؟ واقعاً به نظر تو عشق بين دو تا آدم چقدر پيش خدا قابل قبوله؟ اين بهتره يا روزه گرفتنه چشم و گوش بسته و بي تفكر؟؟؟؟ يه ارتباط قلبي قشنگتره يا قرقره كردن يه سري لغت عربي از سر عادت و بدون توجه قلبي؟