پرواز اعتماد را تجربه كنيم
وگرنه
بالهاي دوستيمان ميشكند.
دوستي من با يه نفر اول يه جورايي شروع شد كه خودمم انتظارشو نداشتم و كاملاً جا خوردم… براي همين هم عكسالعملاي نابخردانه دراوردم. كه باعث شدن دوستيمون از حالت اوليه خودش خارج بشه و من كلي اعصابم بريزه به هم، اما حالا با گذشت يه مدت نه چندان زياد دوستيمون داره به يه چيزه قشنگي غير از حالتهاي معمولي تبديل ميشه آخه ميدوني وقتي يكي رو دوست داری، انتظارت ازش ميره بالا دوست داری هميشه همونطوري كه تو دوسش داري رفتار كنه كه اين خيلي بچگونس… البته بهت بگما من خودمم هنوز x هاي زيادي برام به جا مونده كه خدا كنه برام بگيشون تا يه پرواز اعتماد رو با هم تجربه كنيم… حالا بيا به زبون خودمون يكمي بعد از افطار دعا كنيم…
خدايا كاري كن همهى سو هاي خوش صحبت حرفاي دونالدهاي كر رو بفهمن
يه كاري كن وقتي چراغ، آبي با خال خالهاي خردلي ميشه بدونيم چي كار بايد بكنيم
خدايا دايره بودنمون رو تشديد كن…
خدايا يه هيچكس خوب براي همه جور كن…
لنگرمونو از كشتيمون كوچيكتركن…
خدايا گولومون نكن…
براي سرامون لولا بذار…
ايشالله بفهميم كه موهامون موج دارن يا سرمون…
بيا هيچ وقت به انعكاسمون نخنديم…
بيا همون باشيم كه بايد بره…
خدايا هيچ وقت اژدهاي گريندلي گرانمون نكن…
بيا معني يه قطعه پازل بودنو بفهميم و هيچوقت يه تير به طرف آسمون نزنيم…



